ايرانيان پيشاسكولار در جهان پساسكولار
1ـ مسئله «دين» و مبحث «سكولاريزاسيون» هم از منظر رويكرد «تفكر و تجدد» در برخورد با تاريخ ايران و هم از زاويه «توسعه و پيشرفت»، اگر نگوييم «مبرمترين»، يكي از موضوعات و مشكلات مبرم جامعه ما را تشكيل ميدهد.
2ـ جدا از ريشهيابي لغوي مفهوم «سكولار» كه امروزه اجزاء و ابعاد مختلف آن در روند شكلگيرياش، بارها مورد بحث و بررسي قرار گرفته و روشن شده، اما در يك روند تاريخي، اين مفهوم به عنوان يك پديده اجتماعي در دو شکل و نوع و به عبارتي در دو سطح و ساحت مطرح گرديده: ساحت «عام و كلان» (نوع نگاه و رويكرد كلان به جهان و زندگي و تاريخ، و به نهادهاي سياست و قدرت، فرهنگ و آموزش و اقتصاد و مالكيت، و نقش و نسبت امر قدسي، دين و روحانيت با هر يك) و ساحت «خاص و مشخص» (مسئله نهاد دولت و نسبت دين و روحانيت با آن).
(در سطح و ساحت دوم مقوله «لائيسيته» مطرح ميشود).
3ـ پيامبران و متون مقدس اديان بزرگ در بستر زمان خويش اصلاحگر و «مصلح» بودهاند، نه محافظهكار و نه انقلابي. ضرورت اصلاحگري و مصلح بودن، پذيرش بخشي از تفكر (ذهني) و قواعد و مناسبات (عيني) جامعه و به عبارتي پذيرش بخشي از عقايد، ارزشها و احكام زمانه و تغيير بخشهاي ديگر آن براي فراهمسازي زندگي بهتر براي انسانها و کاهش شکافهاي ميان آنها (اعم از اغنياء و فقرا، سفيدها و سياهها، مردان و زنان و...) بوده است. «صدايي» كه از آموزههاي آنها براي انسان همعصرشان شنيده ميشد، صدايي اصلاحگرانه و براي تغيير و بهبود انديشهها، ارزشها و قواعد زندگي بود.
متن كامل در ادامه مطلب
به وبلاگ هم آوا خوش آمدید